پنجمین بهار فرهام
عزیز مامان چقدر داری تند تند بزرگ میشیدیگه نمیشه بهت گفت فرهام کوچولو حسابی اقا شدی فسقلی از مهر 94 تو مهد با لباس فرم میرفتی چون پیش دبستان1 حساب میشیدن وای که چقد بانمک میشی تو این روپوش شلوار از آبان 94 شنا رو شروع کردی کرال سینه و پشت به قول خودت بلدی کلاس موسیقیت عوض کردم کلاس خاله پروانه میبرمت که واقعا عالیه به خاطر بتونم راحتتر با پسرم بیرون برم و گردش ببرمش کلاس ببرمش رانندگی شروع کردم چقدر کیف میده با تو بیرون رفتن چقدر خوبه تو حمایتم میکنی وقتی میبینی استرس رانندگی دارم.
هم خیلی خوشحالم لذت میبرم از اینکه بزرگ شدی هم لم تنگ کوچولو بودنته فندق گرد من بودی عزیزکم.
مرد کوچک من پسر دانا باهوش من بهت افتخار میکنم از ته قلب دوست دارم