پسر کوچولوی مامان به زودی وارد 16 ماگی رو پشت سر میزاری و من میخوام از خاطرات 15 تا 16 ماهگیت بنویسم شرمنده که دیر شده

قربونت بره مامانت تو این ماه شما یه سفر رفتی شمال که من واقعا احساس میکنم تو این سفر کلی بزرگ تر و فهمیده تر شدی کلی از ماسه بازی کنار دریا لذت بری و میخواستی بپری تو دریا

تو این مدت حد اقل هفته ای دوبار میریم پارک و شما حسابی صفا میکنی برا خودت و بابای رو خسته میکنی قربونت برم من

گاهی روزها خیلی شیطونی میکنی و حرف منو گوش نمیدی حرصمو در میاری و خیلی وقتها کارهای خطر ناک میخوای بکنی که مجبور میشم سرت داد بزنم که اصلا دوست ندارم فندق مامان خیلی دوست داریم هم من هم بابایت تو زندگی مایی میدونم چون خیلی کوچولویی و همه چیز دنیا برات جدیده و جالبه انقدر شیطونی میکنی انشالله همیشه سالم و شاد باشدی من فقط نگران میشم یه وقت به خودت صدمه ای نزنی

خدا تو رو حفظ کنه برا ما شیرین ترین شیرینی دنیا دوست داریم