فرهام کوچولوم 7 ماه و نیمه شده

عزیزم باز دیر کردم میخواستم این دفعه درست در روز پایان 6 ماهگی و وردت به 7 ماهگی برات مطلب بنویسم نشد منو ببخشش البته نیمی از دلیلش هم خودتی فسقلی تمام وقت منو به خودت اختصاص دادی بعدشم وقتی خوابی منم خسته هستم  کنارت استراحت میکنم


خوب بزار برات بگم تو این فاصله 6 تا 7 ماهگی چیکارا کردی شیطون بلا دیگه داره جدی جدی حرف زدن رو تمرین میکنه کمتر اصوات کشیده به کار میبری سعی میکنی مثل ما مقطع حرف بزنی البته با صدای بلند.

عاشق مجله و کاغذ هستی البته بری مچاله کردن و خوردن همین طور جعبه دستمال کاغذی


وای یه کار بامزهای میکنی از چیزی که خیلی خوشت بیاد مثل آهنگ یا اسباب بازی گردتو تو تنت فرو میکنی با تمام وجود میخندی و مچ دست راستو میچرخونی ههه خیلی کارت بامزه هست


دیگه خیلی خوشخال نیستی که میتونی بشینی دوست داری چهار دست و پا بری ولی هنوز نمیتونی و صورتت وقتی به زمین میخوره ناراحت میشی و داد و بیداد میکنی که برم دار 

خوب الان اینها یادم امد اگه باز چیزی یادم امد میام مینویسم


راستی میخوام یه بار مفصل در مورد اذیت کردن هات بنویسم بعدا فکر نکنی خیلی بره بودی اصلا اذیت نمیکردی مامان رو

اولین دندان

سلام فرهام عزیزم

امروز ۷ ماه و ۱۳ روزت شده و روزبروز داری شیرینتر و خوشگل ترو جذاب تر و البته شیطون تر میشی.دوست داری همش تورو بغلت کنن و راه ببرن و اصلا دوست نداری بشینی رو زمین یا صندلی. دو روز پیش مامانت کشف کرد که داری دندون در میاری .اولین دندونت. از سمت راست فک پایین قسمت جلو. فکرشو بکن ما چه ذوقی کردیم وقتی که اینو فهمیدیم.

این روزا درگیر این هستم که برات شیر خشک تهیه کنیم آخه تقریبا نایاب شده .ولی از هرجا که شده برات تهیه میکنیم عزیز زندگی. همیشه دوستت داریم خیلی زیاد. بابا و مامان